Shopping cart is empty

۰

ریال,۰

پژوهشکده بسیج حقوق دانان بررسی می کند:

حقوق اداري در نظامهاي متمرکز و غير متمرکز(قسمت دوم)

حقوق اداري در نظامهاي متمرکز و غير متمرکز(قسمت دوم)

انتصاب ـ عزل ـ انتقال

 

« ـ اختيار اعمال تنبيه انتظامي

 

    در عدم تراکم، بايد گفته شود که قدرت سلسله مراتب اداري نيز وجود دارد و اين قدرت را زير علامت سؤال نمي برد و مانند تمرکز است.» (رضايي زاده، ۱۰۲:۱۳۸۵)

الف‌ـ۱۲) محاسن و معايب حقوق اداري در نظام بسته يا غير دموکراتيک

 

    گفته مي‌‌شود که اصولا دو عنصر مهم در تعيين شيوه اداره کشور دخالت مستقيم دارند و يا حداقل وتاثير گذار اند:

 

    ۱۲ـ۱) عناصر تعيين کننده:

 

الف) ماهيت نظام سياسي

 

ب) ميزان رشد فرهنگ سياسي مردم.

 

   در توضيح آن مي‌توان گفت: در نظام‌هاي سياسي که ماهيتاً و ذاتا استبدادي يا اقتدارگرا هستند، گرايش به‌وحدت و تمرکز قدرت اداري و سياسي بيش از ديگر نظام‌ها قابل لمس است و اما عدم رشد سياسي، اجتماعي مردم به عنوان عامل اصلي شناخته مي‌‌شود زيرا تمرکز قدرت اداري و سياسي در يکنفر و يا گروهي از مردم معلول بلوغ و سياسي مردم است و آسيب‌هاي ناشي از جهل عامه مردم و ملي آن قدر عيان است که نياز به بحث ندارد. مردم به عنوان عنصر ديگر، مي‌‌تواند از درجه مشارکت عمومي در عرصه‌هاي اجتماعي، سياسي و ملي بکاهد و درعمل منجر به تمرکز قدرت سياسي و اجرايي(عدم توزيع قدرت سياسي و اقتصادي) در دولت مرکزي شود.

۱۲ـ۱) محاسن وحدت يا تمرکز اداري

 

   نظام تمرکز اداري مي‌تواند در برخي از مقاطع تاريخي محاسني از جهات سياسي، اجتماعي، قومي و اقتصادي براي بعضي کشور‌ها داشته باشد.

 

۱۲ـ۱ـ۱) از نظر سياسي: از نظر سياسي تمرکز اداري به شکل عقلاني مي‌تواند در جوامعي که از رشد سياسي کافي برخوردار نيستند، و بطور مثال افغانستان که يک جامعه سنتي، بسته و منجمد است نيازمند يک ديکتاتور مطلوب مي‌باشد زيرا اين‌گونه نظام‌ها موجبات انسجام و وحدت ملي را فراهم مي‌‌کند. دولت مرکزي با نظارت مستقيم خود بر امور سراسري کشور از انشقاق قومي، مذهبي وسمتي و... و بين مردم وايجاد تزلزل در ساختار سياسي، فرهنگي واجتماعي جلوگيري مي‌‌کند.

 

۱۲ـ۱ـ۲) از نظر اقتصادي: از نظر اقتصاد ي دولت مرکزي با مداخله مستقيم در تمام امور کشور والبته گاهي با ارائه خدمات عمومي توسط سازمانهاي دولتي موجبات عدالت اقتصادي وسياسي(توزيع درآمده وتقسيم قدرت) را فراهم مي‌‌آورد.

۱۲ـ۱ـ۳) تمرکزاداري يا ديوانسالاري عقلاني

 

در غرب نظام تمرکزي اداري و ديوانسالاري از دو جهت، رشد وگسترش يافت:

 

الف) ازنظرکمي: از نظر کمي تعداد کارکنان افزايش يافتند

 

ب)از نظر کيفي: «ازطرف ديگر، تحولي که در دستگاه ديواني غرب حاصل شده؛ سير عقلايي نظام اداري است که ماکس و بر آن را رکن اصلي توسعه سياسي و اجتماعي تلقي مي‌‌کند؛ زيرا استقلال دستگاه اداريـ که براي حسن اجراي امور و غير شخصي شدن مسائل اجتماعي ضرورت داردـ در گرو اين تحول است.

 

    هر چه مسائل اجتماعي پيچيده‌تر مي‌شود، تخصصي شدن کادر اداري نيز ضرورت بيشتري پيدا مي‌‌‌کند و تخصصي شدنـ که همراه با تنوع ساختاري نظام اداري صورت مي‌‌‌گيردـ اين دستگاه را از وابستگيهاي اجتماعي، قومي و طبقاتي مي‌‌رهاند...کارمندان ازبدو استخدام سه مرحله دارد:

 

الف)مرحله اول: ابتدا، عضوگيري مي‌‌شود...اين کارازطريق آزمونهاي استخدامي ـ که توان علمي و هوشي داوطلب را سنجش مي‌‌کنند ـ صورت مي‌‌گرد...

 

ب) مرحله دوم: آموزش کارمند است.علاوه برآنکه دانشکده‌ها ومؤسسات آموزشي عمومي وجوددارندکه کارآموزش قبل ازاستخدام را انجام مي‌‌دهند...بعد از استخدام نيز کارمندان...آموزشهاي لازم را فراميگرد...

 

ج)مرحله سوم: زندگي شغلي... » (نقيب زاده، ۴۱:۱۳۸۵ )

۱۲ـ۲) معايب وحدت يا تمرکز اداري

 

   علي رغم مزايايي که براي تمرکز اداري بر شمرديم که غالباً نيز در مواقع اضطراري قابل تجويز مي‌‌‌باشند، بايد اذعان داشت که اين شيوه اداري خالي از عيب نيست. عمده ترين معايبي که مي‌‌‌توان براي تمرکز اداري برشمرد، عبارتند از:

۱۲ـ۲ـ۱)عدم مشارکت عمومي مردم درتصميم گيريهاي سياسي واجتماعي

 

به سبب تمرکز اداري و انجام کار‌ها از طريق مقامات دولت مرکزي، افراد جامعه انگيزه ي براي مشارکت در عرصه سياسي، اجتماعي و فرهنگي نخواهند داشت و اين امر مانع از اعتلاي فرهنگ سياسي و اجتماعي مردم مي‌‌‌گردد. 

۱۲ـ۲ـ۲)عدم کارايي مقامات مرکزي

 

از آنجا که مقامات مرکزي به مشکلات و نياز‌هاي محلي مردم به خوبي آشنايي ندارند، نمي توانند به طور مطلوب درصدد رفع مشکلات و نياز‌هاي آنها برآيند.

۱۲ـ۲ـ۳) افزايش ديوان سالاري وتشريفات اداري

 

    تمرکز اداري باعث مي‌‌شود تا تصميمات اداري در چارچوب يک نظام سلسله مراتبي شديد اتخاذ شود که اين خود منجر به کاهش سرعت تصميم گيري، اتلاف وقت و هزينه‌هاي زياد مي‌‌شود. (موسي زاده، ۸۴:۱۳۷۷ )

ب) تعريف و مشخصات کثرت گرا يا عدم تمرکز اداري

ب‌ـ۱)تعريف عدم تمرکز يا کثرت اداري

 

   عدم تمرکز اداري شيوه حکومتي خاصي است که در آن مقامات مرکزي صلاحيت تصميم گيري نسبتا وسيعي را به واحد‌هاي محلي واجراي تفويض مي‌کنند تا به امور خاص محلي و اجرايي (فني) بپردازند. در انجام امور خاص، مقامات مرکزي نظارت خفيفي بر واحدهاي مذکور اعمال مي‌کنند.چنانچه استاد نقيب زاده فرموده است:درمدل غيرمتمرکز، بخشها محلي دستگاه اداري ازاختيارات وسيعي برخوردار است وبسياري ازتصميمات به جاي آنکه درمرکزوبه طورمتمرکزويکسان براي تمامي کشور اتخاذ شود، درولايات ومنطبق بامقتضيات آنها گرفته مي‌‌شود.که عبارت زير همين گفته را تأييد مي‌کند:

 

   درعدم تمرکزاداري به جاي آنکه قدرت مرکزي اختيار انجام کليه امور عمومي ( امور محلي وملي) را در عهده خود نگهدارد اداره تمام ياقسمتي از امور محلي را طبق قانون به سازمانهاي محلي، که افراد آن از طرف مردم انتخاب مي‌شوند، يا به مقامات محلي تفويض مي‌‌کند و اين تفويض مألا تحت شرايطي عدم تمرکز اداري و سياسي راموجب مي‌‌شود.

 

     در اين سيستم هر يک از سازمانها يا تاسيسات محلي داراي شخصيت حقوقي مجزا از شخصيت قدرت مرکزي بوده با بود جه و وسايل و ابزار کار مستقل و افراد خاص به اجراي وظايف مخصوص محلي و تحقق هدفها مبادرت مي‌‌ورزندوبراي اينکه از حدوداختيارات اعطايي تجاوزنشود و بي‌نظمي پيش نيايد حکومت مرکزي نسبت به اعمال سازمانهاي محلي نظارت مي‌کند.... »(طاهري، ۱۰۵:۱۳۸۷) 

ب‌ـ۲)مشخصات يا  عدم تمرکز کثرت اداري

ب‌ـ۲ـ۱)مشخصه اول: وجود امور خاص محلي

 

   مشخصه اول مربوط به محله‌هاي خاص مي‌شود زيرا، دولتهاي مرکزي هميشه نميتواند کليه امورات کشوري را زير نظر مستقيم خود اداره کند، به همين جهت برخي از امور را به واحدهاي غير متمرکز مي‌‌سپارد. مثلاً کشور آذربايجان اداره قره باغ را به خود مردم آنجا واگذار مي‌‌کند و...

ب۲ـ۲)مشخصه دوم:  امور محلي واجراي

 

   امور محلي به اموري اطلاق مي‌شود که مربوط به نيازها و ضروريات يک محل باشد و اين امور به واحد‌هاي جغرافيايي سپرده مي‌‌شوند مانند سپردن امور شهري به شهرداري و يا سپردن امور استان، شهرستان و بخش به شوراهاي استان، شهرستان و بخش.»(موسي زاده، ۸۴:۱۳۷۷)

ب۲ـ۳) مشخصه سوم: امور فني و اجرايي

 

  « نيز به امور تخصصي و حرفه اي اطلاق مي‌‌شود که نيازمند به يک مديريت خاص است. اين امور معمولاً به شرکت‌ها و سازمان‌هاي تخصصي وابسته به وزارتخانه‌ها سپرده مي‌‌شود. دليل اعطاي اين صلاحيت اين است که وزارتخانة مربوطه نمي تواند کليه ي آن امور را به تنهايي اداره کند، به همين دليل اقدام به تشکيل سازمان‌ها و شرکت هايي پيرامون خود مي‌‌کند و به آنها شخصيت حقوقي مستقلي اعطا مي‌‌کند. مانند وزارت راه و ترابري که پيرامون خود سازمانها و شرکت‌هاي متعددي را ايجاد کرده است و...» (همان، ۸۵:۱۳۷۷)

ب‌ـ۳)مزاياي عدم تمرکز يا کثرت اداري

 

مزاياي عدم تمرکزو ساختاري اداري آن چه در نظامهاي بسيط و تک بافت و چه در نظامهاي فدرال و مرکب ازدوجهت قابل بحث وبررسي است:

 

ب۳ـ۱) ازجهت مادي: اين تعبير از آقاي طاهري است و منظور ايشان اينست که امور هر ناحيه باتوجه به امکانات و رعايت بخشي از مقتضيات محلي اداره و يا مديريت مي‌‌شود و برنامه‌هاي پروژه اي يا سازندگي با در نظر گرفتن امکانات دولت  درمحل تنظيم مي‌‌يابد.

 

ب۳ـ۲) از جهت معنوي:  تمام طرفداران نظام غير متمرکز استدلال مي‌کنند که امور محلي با مشارکت فعال مردم محل بهتر انجام مي‌‌شود، اما آقاي طاهري مي‌گويد: «هر نظام غير متمرکز متضمن سلسله انگيزه‌ها و مزايا و ويژگيهاي خاص است از جمله افکار عمومي و اجتماعي مردم محل را به طور طبيعي و قهري پرورش مي‌‌دهد...»

 

    درهرحال، محسنات نظام غيرمتمرکز عبارتنداز:ايجاد احساس مسئوليت درمردمان محلي، افزايش انگيزه‌ي مراقبت ازامکانات اداره محلي، تلاش بي وقفه نيروهاي ابداع و ابتکار، اعتماد بنفس بزرگان محل، شناخت سريع و بهنگام نيازها.

 

ب۳ـ۲ـ۱)تمايل شرکت درسرنوشت: آقاي طاهري مي‌گويد:عدم تمرکز موافق تمايلات بشري است، يعني بشر همان طور که مايل است در امور سياسي و حکومتي شرکت کند علاقه دارد در سرنوشت اداري خويش نيز دست داشته يا حداقل موثر باشد.

 

ب۳ـ۲ـ۲)اقتضاي فرهنگي ومذهبي

 

« در کشور‌هاي متشکل از نژادها ومذاهب و فرهنگهاي مختلف باشرايط اقتصادي جوي متفاوت ولي در عين حال پيشرفته نظام عدم تمرکز بهترين شيوه اداره امور است.» (طباطبايي به نقل از طاهري، ۱۱۲:۱۳۷۸)

ب‌ـ۴)نظريات موافقان و مخالفان وحدت متمرکز اداري

 

درباره نظامهاي متمرکز با هر عنواني که باشد ( سطنتي، فدرالي، جمهوري و... ) درباره شيوه اداره  (محاسن ومعايب) آن اختلاف نظر وجوددارد و هرکدام از اين ديدگاهها براي خود ادله واستدلال‌هاي  دارند که درابتدا  ديدگاه وادله ي طرفداران نظام متمرکز را نقل مي‌کنيم سپس ديدگاه مخالفان.

۴ـ۱) ديدگاه طرفداران نظام متمرکز يا وحدت گرا

 

    ۱) وحدت ملي: نظام تمرکز اداري و سياسي باعث يگانگي و وحدت ملي مي‌‌شود و از هرج و مرج طلبي و آشوب و اغتشاش در مملکت جلوگيري مي‌‌نمايد. ( فايدة سياسي)

 

    ۲) امکان کنترل بهتر: طرفداران وحدت و تمرکز اداري بويژه از نظر سياسي تأکيد بر فوايد آن دارند و استدلال مي‌‌کنند اگر تصميمات سياسي متمرکز شود در اينصورت حداکثر مسئوليت متوجه رهبران سياسي مي‌‌گردد و چون غالب اين مقامات در مقابل مردم مسئول هستند و اعضاي قوة مجريه نيز در مقابل نمايندگان مردم مسئوليت دارند، لذا با امکان اعمال کنترل بر آنها نتايج فعاليتها عايد جامعه مي‌‌گردد. ( دليل سياسي )

 

    ۳) برابري درمقابل قانون: برابري افراد در مقابل قانون و دولت که يکي از اصول مهم حقوق اساسي است در اين سيستم تأمين و تقويت گرديده و از تبعيضات ناروا جلو گيري مي‌‌شود. ( دليل حقوقي محض )

 

    ۴)هماهنگي اداري درسطح ملي: نظام تمرکز اداري مانع اتخاذ تصميمات ناهماهنگ و مختلف و احياناً متضاد در نقاط مختلف کشور مي‌‌گردد و لذا سبک مديريت تمرکز يک نوع هماهنگي به امور ملي مي‌‌بخشد. ( فايدة اداري )

 

    ۵) تسهيل چرخش امور اداري: نظام تمرکز باعث تسهيل چرخش امور اداري و کاهش هزينه‌هاي اداري کشور و افزايش بازدهي سازمانهاي اداري مي‌‌شود.

 

    ۶) کاهش هزينه‌هاي اداري: « هزينه‌هاي مملکتي در صورت اعمال نظام تمرکز اداري کمتر مي‌‌شود. ( دليل مالي و اقتصادي ). » ( انصاري، ۱۳۳:۱۳۸۳)

 

    بطور کلي از نظر سياسي، اجتماعي، سياستمداران و زمامداراني که خواهان حکومت مستحکم و قوي هستند، بطور طبيعي  يک حکومت متمرکز وقابل کنترل را انتخاب مي‌‌کنند.البته روش مديريت متمرکز و مستحکم ممکن است براي زمانهاي محدود اعمال شود ولي اجراي سياست بسته ويک جانبه گرا، درزمانهاي طولاني، نظام مرکزي را با مشکلات و خطرات جدي مواجه خواهدساخت.

 

    درهرحال، انتخابها وانتصابها بستگي به طرز تفکر سياسي وحتي ايدئولوژيکي زمامداران والبته مطابق با مقتضيات ملي و بين المللي هر جامعه و نظامهاي سياسي منطقه ي دارد.

 

   آقاي انصاري مي‌گويد: « طبيعي است پس از انتخاب سياسي، نوبت به انتخاب نظام اداري مي‌‌رسد و در انتخاب خط مشي‌هاي اداري نيز بينشهاي سياسي اثر قطعي و تعيين کننده اي را دارا مي‌‌باشد.  از ميان نظريه‌هاي مختلف سياسي، مکاتب فاشيسم و نازيسم و ناسيوناليسم بيش از ديگران از نظام تمرکز دفاع نموده و مي‌‌نمايند. بسياري از محققان مي‌‌گويند: از ديدگاه تاريخي، تمرکز و دولتهاي متمرکز جانشين نظام خانواده سالاري و فئوداليسم و حاصل غلبة انقلاب تجاري و نظام بازرگاني بر نظام زمينداري است.»(انصاري، ۱۳۴:۱۳۸۳)

 ب ـ ۵) ديدگاه مخالفان سيستم نظام متمرکز يا وحدت گرا

 

    ۱)ناسازگاري با دموکراسي: مخالفان اداره متمرکز يا يگانگي اداري مي‌گويند سيستم اداري متمرکز با روح دموکراسي سازگاري ندارد زيرا، مردم در ادارة عمومي محلي خود بايد شرکت نمايند. مدافعان منافع حقوق خصوصي و فردي، حاکم جامعه را براي تحديد حدود فردي(درامورمحلي) از طريق برقراري با ايجاد يک نظام متمرکز ومستبد مجاز نميدانند.

 

    ۲)عدم تناسب باشرايط محلي: تصميماتي که مقامات عالي مرکزي دربارة مردم محل(شهرستانها وروستاهاو...) مي‌‌گيرند، متناسب با شرايط جغرافياي منطقه ي و واقعيتهاي موجوددر محل نيست وگاهي تصميمات بدون مشورت و نظر خواهي از مردمان محل، صورت مي‌‌گيرد که موجب جدا يي يا دوري باشندگان در مناطق مختلف کشوراز زمامداران مرکزي مي‌‌گردد.

 

    ۳) عدم سرعت در تصميم گيريها:  آقاي انصاري مي‌گويد:« نظام اداري متمرکز خشک و غير منعطف است و اعضاي قوة مرکزي به علت تراکم کارها نمي توانند به سرعت تصميم لازم را بگيرند، بعلاوه تصميمات متخذه عجولانه و عاري از کيفيت بوده و برکندي کار دستگاه اداري کشور اضافه مي‌‌نمايد و احتمال تجاوز از قدرت و اختيار داري و انحراف را تقويت مي‌‌کند...»

 

    ۴) اشکالات رواني وابتکاري:  اداره متمرکزاز نظر مصلحت ادارة ي و  سازماني نيز اشکالاتي دارد از آن جمله آنکه از کارکنان ابتکارات فردي را سلب مي‌‌سازد و اطاعت کورکورانه و تملق را در بين کارمندان ترويج وتشويق مي‌‌کند

 

    ۵) انحصارقدرت: سازمانهاي بزرگ اداري ( بوروکراسي  که معايب زيادي دارند زاييدة سيستم‌هاي متمرکز مي‌‌باشند زيرا بوروکراسيهاي بزرگ، پر خرج، کندکار ، متمرکز کنندة قدرت و انحصار طلب و کنترل نا پذير بوده و داراي مضار سياسي هستند...

 

    بطور کلي بوروکراسيهاي وسيع که مظهر نظام تمرکزي است همه از ناحية طرفداران فلسفة اصالت فردي و هم از ناحية مدافعان عقايد سوسياليستي، چه به لحاظ تباين و تعارض با حقوق و منافع فردي و چه به لحاظ تمايل به حفظ منافع طبقاتي خاص مورد حمله گرفته است.» (انصاري، ۱۳۵:۱۳۸۳) نظرموافق با عدم تمرکزدرحکومتهاي کثرت گرا وجوددارد که تعريف آن گذشت. 

ب‌ـ۶)  نظام اداري دولتهاي تكبافت

 

ممکن است تصور شود که بين نظامهاي سياسي بسيط و تمرکز و يگانگي اداري و يا بين نظامهاي سياسي فدرال و کثرت يا عدم تمرکز اداري تلازم وجود ندارد، يعني ملازمه بين نظام تمرکز اداري و نظام بسيط نيست، و هم‌چنين ملازمه بين نظام سياسي فدرالي به‌عنوان اداره باز و خود مختاري مطلق ديده نمي‌شود. زيرا انگلستان به عنوان الگوي نظام سلطنتي و بسيط اولين کشوري بوده است که بسوي جامعه مدني گام برداشته است. حتي به مستعمرات خود مختاري اداري اعطا مي‌‌کرد. و در ساختار اداري داخلي نيز اختيارات وسيع محلي را به خود مردم مي‌‌سپرده اند.

 

    دومين کشوري که به تمرکز زدايي پرداخت کشور فرانسه بود و در حال حاضر اکثر کشور‌ها ادعاي تمرکز زدايي دارند و بعضي از کشورها نيمه متمرکز هستند مثل جمهوري اسلامي ايران و... همچنين در مورد نظامهاي فدرال تلازم وجود ندارد زيرا کشور آمريکا بعنوان يک الگوي جهاني نظام فدرالي بيشتر بصورت متمرکز اداره مي‌‌شود و قانون اساسي اين کشور نظام اداري متعادل ايجاد کرده است. نتيجه اينکه هيچ تلازم بين فدرال و کثرت اداري يا بسيط و وحدت اداري وجود ندارد بخاطر توضيح بيشتر به مطالب زير توجه مي‌کنيم.  

۶ـ۱) نظامهاي اداري تكبافت يا  بسيط  بردو قسم است

 

۱ـ تكبافت ساده يعني يگانگي سياسي واداري بصورت يگانه است.

 

۲ـ تكبافت پيچيده كه داراي ويژگي‌هاي زير است:

 

الف) تراکم و عدم تفويض اختيارات: تراكم ياعدم تفويض اختيارات به آستانداران، مراكز آستانها، شوراهاي شهرها، بخشها، روستاها ودهکده هاو...

 

ب) عدم تراكم يا تمركز زدايي.

 

   در توضيح  مطالب فوق آقاي رضايي زاده تحت عنوان روش تمرکز مي‌‌نويسد:« تمرکز بدين معنا نيست که فقط يک دستگاه اداري در مرکز واقع شده باشد؛ به اين دليل روشن است که قسمتهاي مختلف سرزمين قوه ي مرکزي بايد به وسيله ي مأمورين محلي نمايندگي شود ولي اختيار اين مأمورين و طرز تفکر موجود نسبت به تمرکز بستگي دارد که بر دو نوع است: تراکم، عدم تراکم.

 ۱ـ تراکم

 

    شمار اختيار تصميم گيري به طور کامل به مقامات بالاي سلسله مراتب اداري يعني به مقاماتي است که در پايتخت قرار دارند. مأمورين دولت در تمام سرزمين تقسيم مي‌‌شوند و فقط داراي يک نقش و آن تهيه و اجراي تصميمات اخذ شده در مرکز هستند.

    ۲ـ عدم تراکم

 

    عدم تراکم براي تلطيف تمرکز و برطرف کردن معايبي که دارد به کار مي‌‌رود. عدم تراکم، اعطاء اختيارات تصميم گيري به نمايندگان محلي قوه مرکزي ( به عنوان مثال: استاندار ـ فرماندار ) مي‌‌باشند. اين‌ها ارگان‌هاي ساده ي انتقال و اجرا نيستند. بلکه آنها داراي اختيار اخذ تصميم در حوزه محل مي‌‌باشند. » ( رضايي زاده، ۹۲:۱۳۸۵ )

 

ج) وحدت انضمامي: وحدت انضمامي يعني يك قوه مقننه مركزي دست به صدور قواعد قانوني مي‌‌زند.قوانين در همه مناطق کشور يکسان ومشابه نيستند بلکه قانونگذار به برخي از مناطق کشور بر حسب موقعيت.نظردارد.

 

    نتيجه اينکه، دولت بسيط ممکن است به صورت متمرکز و يا غير متمرکز اداره شود. در سيستم متمرکز، شاخه‌هاي اداري طبق ساختار قانوني  اداري همه ي استاني، شهرستان و روستاها در تمام نقاط کشور تابع يک مرکز است که اين واحد مرکزي مرکز فرماندهي تمام امور ملّي و محلّي را بعهده دارد. اما در سيستم عدم تمرکز اداري هر کدام از تقسيمات کشور مانند شهرستان ها، شهر‌ها و روستاها واحدهاي مستقل هستند که طبق قانون اساسي، امور محلّي خود را اداره مي‌‌کند.

 

د) منطقه گرايي: منطقه گرايي كه از نظر حقوقي با تمركز زدايي تفاوت چنداني ندارد. و مي‌‌شود گفت: نوع عدم تمرکزاداري است.

ج) نظام  اداري فدرال يا مرکب و ويژگي‌هاي آن

 

    حکومت فدرال يا متحده وقتي به وجود مي‌‌آيد که چند يا چندين دولت کوچک داوطلبانه تصميم بگيرند که با هم متحد شده و يک دولت بزرگ را تشکيل بدهند.

 

    دولتي که اين چنين به وجود آيد دولت فدرال يا متحد نام دارد. بديهي است که دولت‌هاي کوچک که اين اتحاد را به وجود مي‌‌آورند بايد قسمتي از استقلال خود را به نفع دولت مرکزي از دست بدهند و قسمتي را براي خود نگه دارند. امّا ويژگي ها:

 

الف) حقوق حاكم بر روابط دولت عضو از زمره حقوق اساسي است.

 

ب) قانون اساسي، صلاحيتهاي بين المللي را در انحصار دولت مركزي قرار مي‌‌دهد و همچنين دفاع از کشور، روابط و مناسبات بين کشورهاي عضو و رفع اختلافات احتمالي را به دوش دولت مرکزي قرار مي‌‌دهد.

 

ج) دولتهاي عضو نسبت به يكديگر برابرند. (کوچک و بزرگ، اکثريت و اقليت بودن مهم نيست) بودن

 

د) قوه قضائيه در كشور فدرال اهميت ويژه اي دارد.

 

هـ) كشور فدرال پويشي از تفرق به تجمع و از پراكندگي به يگانگي است:

 

۱ـ يگانگي در سطح بين المللي و شخصيت حقوقي كشور فدرال.

 

۲ـ‌ يگانگي در تابعيت يعني افراد تابعيت دو گانه ( آيالتي ـ فدرال ) دارند.

 

۳ـ يگانگي در سرزمين

 

۴ـ يگانگي سياسي، قانون اساسي فدرال، دولت مركزي را بطور كامل صاحب حاكميت سياسي دانسته است.

ج ـ۱)سيستم اداري فدرال

 

نظامهاي فدرال يکي از آرزوهاي کشورهاي هستند که دچارتفرقه ي قومي، زباني، مذهبي مي‌باشدزيرا، يگانه راه بيرون رفت ازبحرانهاي سياسي، اداري، اجتماعي وفرهنگي مي‌باشد.

 

   نکته مهم در اينست که درنظامهاواداره فدرال اکثريت قومي، زباني، فرهنگي واجتماعي معيار وملاک نيست زيرا از اين طريق مي‌خواهد جلو استبداد اکثريت را بگيردطرفداران اداره فدرال مصالحه ملي وتسامح اداري را مدنظر قرار مي‌‌دهند.

 

    درهرحال، با توجه به تعريف و مشخصات اداره فدرال واهميت دادن اين اداره به خود مختاري محلي، آزادي عمل مسئولان ، ّپذيرش پيشنهادات بزرگان محلي و...به تعريف جامع ترزير نيز توجه مي‌کنيم:

 

    در سيستم‌هاي فدرال واحد‌هاي متعدد ارضي وجود دارد که هر کدام حکومت جداگانه مستقل و وظايف و اختيارات قانوني مخصوص به خود دارند و در قلمروي حکومت خود اعمال قدرت مي‌‌نمايند و حکومت فدرال اداره امور مهم و مشترک بين واحد‌هاي مختلف ارضي را بعهده دارد بموجب قانون اساسي معمولاً حدود اختيارات و وظايف هر يک از اين دو حکومت مشخص و روشن است و براي اينکه اين دو حکومت به حوزه ي اقتدار يکديگر تجاوز نکنند؛ ترتيبات مقتضي در قانون اساسي داده شده است و معمولاً دادگاه‌ها در مورد بروز اختلاف تصميم نهايي اتخاذ مي‌‌نمايند. سيستم معمولاً با موافقت داوطلبانه کشور‌هاي مستقل ايجاد مي‌‌شوند مثل کشور‌هاي فدرالي سوئيس و آمريکا، ممکن است با توزيع قواي حکومتي در سطح‌هاي مختلف حکومتي... کشوري را به صورت فدرال درآورند.» (دانش خوشنويس، ۴۲:۱۳۴۹ )

 

    اختياراتي را که دول عضو به دولت مرکزي مي‌‌دهند به سه چيز ( سياست خارجي، امور دفاعي و اقتصاد (ملي) خلاصه مي‌‌شود.

ج ـ ۲) تفاوت عدم تمرکزاداري وفدراليسم

 

   آزاديهاي محلي، خودمختاريهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي واقتصادي درنظامهاي فدرال بيشترجذاب و دل انگيز است زيرا، بنا به گفته ي انصاري فدراليسم شکل پيشرفته عدم تمرکز است و در واقع در فدراليسم دو نوع عدم تمرکز وجود دارد؛ يکي عدم تمرکز سياسي و ديگري عدم تمرکز اداري. نتيجه طبيعي عدم تمرکز سياسي استقلال و خود مختاري سياسي و اداري هر يک از حکومت‌هاي محلي(دول عضو دولت فدرال) است.

    بنابراين در نظام فدرال

 

   اولا: « تقسيم و پراکندگي امور اداري، دوباره و مضاعف و درجه عدم تمرکز بيشتر است. بهترين مثالي را که در اين رابطه مي‌‌توان ياد آورد شد اين است که کشور انگلستان را با ايالات متحده از اين حيث مقايسه کنيم. مي‌‌دانيم در انگلستان نظام عدم مرکزيت اداري بسيار قوي است تاجايي که گفته مي‌شود نظام خود مختاري اداري در اين کشور بر قرار است.

 

    در انگلستان ۱۴۰۰ واحد مستقل اداري وجود دارد، در حاليکه در ايالات متحده آمريکا اين رقم به ايالت يا به سخن درست کشور نيويورک اختصاص دارد، لذا توزيع قدرت اداري در کشور فدرال بطور معمول بيشتر از کشورهاي خود مختار يا متمرکز است.

 

  ثانيا: درنظام فدرال قيمومت اداري وجود ندارد درصورتيکه در نظام عدم تمرکز غير فدرالي قيمويت اداري وجود دارد.» ( انصاري، ۱۴۲:۱۳۸۳)

 

   طبق تعريف فوق دوتا امتياز درنظام اداري فدرال وجود دار که درسيستم غير متمرکز وجود ندارد وآن دو امتياز عبارتند:

 

الف) پراکندگي ( توزيع قدرت سياسي و اداري بين اداره محلي و فدرال وجود دارد )

 

ب)عدم قيمومت ( عوايد محلي مثل عوارض شهرداري و... را بدون اجازه اداره مرکزي مصرف مي‌‌تواند به عبارت ديگر هر گونه اقدام که در قوانين مملکت تصريح نشده باشد طبق حکم دادگاه قابل ابطال است )

نتيجه گيري

 

   ازآنجاي که طبع وسرشت بشر آزاديخواهي است وانسانها دوست ندارند فرمانبردار ديگران باشندوهرگونه اطاعت وفرمانبرداري نيازمند توجيه عقلاني وديني ومذهبي است.

 

  از آنجاي که طبع بشراقتضا دارد که ديگران را به اطاعت درآورد و او را فرمانبردار خود سازد واصولاً يک معناي سياست نيز تحميل کردن اراده خود برديگران است و مي‌‌خواهد ديگران را مطيع خود سازد.

 

   بنابراين، نيازمند ابزارهاي مشروع وقانوني مي‌باشند. و در اينجا بحث اراده ي جمعي مطرح مي‌‌شود، پس به اين ترتيب به اراده ي جمعي مناطق و محله‌هاي دور افتاده ي کشور نيز بايد توجه صورت گيرد و از جمله به خواسته‌هاي اداري محلي!

 

   ازآنجاي که اکثريت قاطع دولتها متشکل از اقوام، مذاهب، نژادها و طوايف مختلف هستند بايد به طبع انساني و آزاديخواهي اقوام ومذاهب ديگران نيز توجه کنند و اگرگفته مي‌شود يکي ازاصول دموکراسي رأي اکثريت است، احترام به اقليت نيز مدنظر است

 

   از آنجايي که گروه‌هاي محلي به خواسته ها، نياز‌ها و ساخت و ساز‌هاي ضروري در محل خودشان آشنايي کامل دارند، مي‌‌توانند بهتر ازقدرت يا دولت  مرکزي برنامه ريزي داشته باشند و حتي گروه‌هاي قومي، مذهبي و زباني و... از واگذاري اداره و برنامه ريزي محلي به آنها راضي  و خوشنود مي‌‌شوند و احساس شخصيت بيشتر مي‌‌کنند. و در نتيجه آنها  از اين طريق مي‌‌توانند به خواسته‌هاي دولت مرکزي به طور مناسب پاسخ گو باشند.

 

     بنابراين، در دنيا کشور هايي بودند و هستند که از طريق تقسيم و توزيع قدرت اقتصادي، سياسي به خواسته‌هاي فرهنگي واجتماعي همگان پاسخ مثبت داده وميدهند و از جمله ي اين کشور ها، درتاريخ از کشور انگلستان و سوئيس به عنوان الگو نام برده شده است.

 

     در هر صورت، درباره شکل گيري نظام سياسي واداري سوئيس آقاي بديع نوشته است: « از دهه‌ي ۱۹۶۰دموکراسي چندگروهي راشماري ازنظامهاي سياسي به کارمي برندکه درمنازعات سياسي بادوستي فيصله يافته وگروههاي متعدد سعي دارندتا درچارچوب امتيازدهي ومسامحه ونه ازطريق اکثريت، اختلافات خودرا کاهش دهند.اينها جوامعي هستند که برپايه مذهب ياقوميت عميق ازدرون تقسيم شده اند ودرنتيجه وجود گروههاي متفاوت رادردرون خود به رسميت شناخته اند.» (بديع، ۱۹۳:۱۳۸۷)

 

   بنابراين، دربخش اداري نيز رفع تبعيض، شايسته سالاري، ميزان پذيرش براساس لياقتها ازاقوام باشنده ي يک کشور براي تأمين وحدت ملي وحدت ارضي مهم وحياتي است اما مهم تر از آن فعاليتهاي آزادانه ي سازمانها و نهاد‌هاي اداري محلي و ولايتي زير نظر دولت مرکزي است و بايد درنظر داشت که توسعه نهادها و فعاليهاي اداري محلي هيچ گونه خطري را متوجه ثبات، وحدت ارضي و امنيت ملي کشور نمي کند بشرط اينکه پيوستگي جغرافيايي طبيعي، فرهنگي ، زباني و مذهبي و... وجود داشته باشد و نکته ي مهم ديگر اينکه خود مختاري اداري محلي باعث بر انگيختن انگيزه‌هاي خدمت رساني وفعاليت قشرهاي مستعد و متحرک را به منظور ساخت و ساز و تأسيس کارگاهها و کارخانه‌ها و... گرديده و آن‌ها را بيشتر آماده کنند که به کشور، استان و شهرستان خود خدمت رساني نمايند.

 

نکته ي آخر اينکه: شکاف‌هاي قومي، مذهبي و زباني در جوامع مختلف به دليل فشار‌هاي اداري و سياسي بيش از حد توسط دولت مرکزي ايجاد مي‌‌شود و همين فشار‌ها منجر به خلق بحران و دشواري‌هاي اجتماعي و فرهنگي مي‌‌گردد.

 

    در بسياري از جوامع يک قوم و يا اهل يک زبان که در يک منطقه ي خاص قرار داشته اند، در ضمن اينکه، ايدئولوژي، سيستم و ساختار نظام حاکم را پذيرفتند و از وحدت ملي حمايت کردند... اما فقط بخاطر طرفداري از خود مختاري و استقلال اداري داخلي و يا به خاطر خواسته‌هاي محلي و مردمي به شدّت سرکوب شدند و درواقع درصورت تداوم سرکوب شدند و طبيعي است که در صورت تداوم سرکوب و اعمال خشونت آميز، بغض و عداوت درسينه‌هاي آنها مثل  آتش زير خاکستر پنهان بوده ودرصدد پيکاروخشونت برخواهند آمد.

 

دسته بندی قوانین پرکاربرد: 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

محصولات

نویسنده:
سازمان بسیج حقوقدانان
سال چاپ یا تولید:
۱۳۹۶
نویسنده:
سازمان بسیج حقوقدانان
سال چاپ یا تولید:
۱۳۹۶
نویسنده:
سازمان بسیج حقوقدانان
سال چاپ یا تولید:
۱۳۹۶
نویسنده:
سازمان بسیج حقوقدانان
سال چاپ یا تولید:
۱۳۹۶
نویسنده:
سازمان بسیج حقوقدانان
سال چاپ یا تولید:
۱۳۹۶
نویسنده:
سازمان بسیج حقوقدانان
سال چاپ یا تولید:
۱۳۹۵